مامانم میگه آب جوش میریزی بسم ا… بگو!ممکنه بریزی روی بچه جِن!
میگم:آخه مادر من! مگه جنها بیکارن بچه شونو بیارن تو ظرفشوییه ما؟
میگه: خب بچه ن دیگه ! شیطونن؛ خودشون میان!! :|


یکی از فامیلای دورمون اومده عیادت مامانم بهش میگم : حاج خانوم چای توی لیوان براتون بریزم یا استکان ؟
میگه : ننه من نیومدم یه سر بزنم برم که یه چن روز هستم با من تعارف نکن توی لیوان بریز برام !!:|
فقط تونستم با خیس کردن دمپایی توالت خودمو آروم کنم :|


یه کیسه تخمه آفتاب گردون گذاشتم جلوم بشینم فیلم ببینم !
همینطور که فیلم جلو میرفت بدون هیچ دلیلی سرعت تخمه شکوندن من هم داشت بیشتر میشد......آخرش به جایی رسید که دیدم دیگه فیلم کلا فراموش شده و من دارم با سرعت نیم کیلو بر دقیقه تخمه میشکونم !.....


بابام اومده بهم میگه صابی صابی .
میگم بله؟ میگه هیچی داشتم ماشینو میزاشتم تو پارکینگ حواسم رفت به خانومه که داشت رد میشد  آیینه ماشینو زدم به گوشه در؛ شکست. صب یه آیینه بخر بیار. ولی نری توی وبلاگت بنویسیا.


.

با پسر عمم نشستیم داریم فیلم جنگی خفن نگاه میکنیم، اخر فیلمی جوگیر شدم سینه خیز رفتم تلوزیونو خاموش کردم 
..
اومدم میبینم پسر عمم تیر خورده مرده....!




دختر با هیجان اومد تو عروسک فروشی و گفت: ببخشید اقا این پلنگ صورتیتون رنگای دیگه هم داره؟





ترجیح میدم پول تنباکو ای رو بدم که صادقانه روش نوشته "سرطانزا" تا پول آبمیوه ای رو که روش به دروغ نوشته "100% طبیعی"


بعضی‌ مواقع فکر می‌کنم آیا اصلا نیمه ی گم شده‌ای برای من وجود خارجی‌ داره یا نه ؟شاید من اشتباهی‌ تو این دنیا گم شدم




ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﺑــﻪ ﺳــﻮﻯ ﺟﻬﻨﻢ ﻣﻰ ﺑﺮﺩﻧﺪ …
ﺍﻭ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﻰ ﮐﺸﯿﺪ …
ﺁﺧﺮ ﭼﺮﺍ ﺧﺪﺍﯾﺎ … ﻣﮕﺮ ﻣﻦ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ؟! ؟! ؟
ﯾﮑﻰ ﺍﺯ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﮔﻔﺖ ﻋﺠﺐ ﺧﺮﯼ ﻫﺴﺘﻰ ﻫﺎ !!!!
ﺭﻭﺗﻮ ﺑﺮﻡ !

ﺍﻭﻥ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﺮﻩ ۹٫۵ ﻭ ﺣﺬﻑ ﻭ …
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺸﯿﺪ ﻣﺰﺧﺮﻑ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﻣﺪﺭﮐﯽ ﺩﺍﺭﯾﻦ ﺁﺧﻪ ؟؟؟؟
ﺧﺪﺍ ﻟﺒﺨﻨﺪﻯ ﺯﺩ …
ﻭ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﺧﺪﺍ ﻋﻤﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﺳﺨﻦ ﺩﺭﺁﻣﺪ

دوستم میگفت:
تو تاکسی نشسته بودم داشتم اس میدادم به یکی دختره بغلم یه شارژ ایرانسل درآورد تراشید تا بیاد گوشیشو آماده کنه من زدمش گوشیم شارژ شد خخخخخخخ
حالا طفلک هی میزنه و میگه این چرا شارژ نمیشه
خواستم پیاده شم کرایه رو دادم دو تومن هم دادم به دختره وگفتم دستت درد نکنه و الفرار

مامان ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺣﮑﻢ ﮔﻮﮔﻞ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ ؛
ﻫﺮﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯽ , ﻣﯿﺮﯼ ﺳﺮﺍﻍِ ﺍﻭﻥ ..